سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

161

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

4 - روايت شده زماني كه پيامبر خدا صلَّى الله عليه وآله مسجدش را بنا نموده در سمت محراب ، نخلى خشكيده وپوسيده بود هر گاه خطبه مىخواند بر آن تكيه مىكرد پس زماني كه برايش منبر ساختند واز آن بالا رفت ، آن نخل خرما ناله اى كرد همچون نالهء شترى كه به سوى فرزندش مىرود پس رسول خدا پايين آمد وآن را در آغوش كشيد تا ساكت شد ، سپس رسول خدا صلَّى الله عليه وآله بازگشت وآن نخل به حنّانه ناميده شد تا وقتي كه بنى أمية مسجد را خراب كردند وتجديد بنا نمودند وآن نخل را ريشه كن ساختند . 5 - . . پس زماني كه رسول خدا صلَّى الله عليه وآله نماز ظهر را خواند ومردم نزد أو جمع شدند ، مرد أسلمى داستان گرگ را برايشان تعريف كرد ورسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود : راست گويد ، راست گويد ، راست گويد ، اين از عجائبى است كه پيش از قيامت اتفاق خواهد افتاد وسوگند به آن كسى كه جان محمّد به دست اوست ، هر آينه مرد از خانواده اش ، روز وشبى دور مىشود امّا تازيانه اش يا عصايش يا كفشش أو را با خبر مىسازد از آنچه خانواده اش پس از أو انجام داده است .